تولد اولین نی نی ما
تقدیم به نوه اول خانواده(عمه و عمو جونت)
تاريخ : چهارشنبه 9 مرداد 1392 | نویسنده : علی و فاطمه
بازدید : 351 مرتبه



موضوع :
تاريخ : دوشنبه 17 مهر 1391 | نویسنده : علی و فاطمه
بازدید : 412 مرتبه

سلام سلام سلام ...

بعد از مدت ها دوباره تشریف فرما شدم....

راستش خیلی بی معرفتیم که اینقدر دیر به دیر میایم...

یک مدت کنکور بود و یک مدت نتایج کنکور و حالا شده دانشگاه !

احتراما اینجانب به استحضار میرساند که نی نی خوشملمون 2تا دندون در آورده و این جمعه واسش دندونی میگیرن !!!نیشخند

من هم که عمه ی ایلماه هستم و خیلی بی معرفت که وب جوجوم تا الآن آپ نشده بود....

از حضور دوستان گلم عذرمیخوام... شرمنده ام بخدا ....

ایشالا برم بیام عکسای جوجومو واستون میذارم !!!

ایلماه جونم عاشق تاب بازیه ! هروقت میشینه رو تاب واسه خودش میخونه تاااااا....تاااااااا....

فقط همینو بلده بچم نیشخند

تازه رقص هم که هست.بقول مامانیش میگه صدای اهنگ واسه شرطی شده !!!

راست میگه هاااااااااا.....

و عاشق خیابون و بازار و خرید و ....

  • کلا بچه ی آرومیه .....عکس جدید ازش ندارم ولی در اسرع وقت میذارم !(از وقتی دانشجو شدم اینجوری میحرفمنیشخندخجالتنیشخند


موضوع :
تاريخ : دوشنبه 2 مرداد 1391 | نویسنده : علی و فاطمه
بازدید : 774 مرتبه

- گرسنگی

شاید گرسنگی اولین احتمالی باشد که به واسطه گریه نوزادتان در نظر بگیرید. بهتر است روش پیشگیری را در این مورد یاد بگیرید. پیشگیری از گریه نوزادان به دلیل گرسنگی نیاز به دانستن زمان گرسنگی آن‌ها دارد. برای این امر هم حتما لازم نیست جیغ و فریاد راه بیندازند. شما باید علائم گرسنگی آن‌ها را دریابید.

نوزادان گاهی در این شرایط است که حتی دست‌شان را می­خورند. اگر در آغوش باشند سرشان را به نشانه شیرخوردن به سمت سینه مادر می­چرخانند. بچه­ها گاهی اوقات بابت گرسنگی فقط نق می­زنند و البته بعضی وقت­ها هم ملچ و ملوچ راه می­اندازند که اینها همگی می­توانند نشانه­های گرسنگی نوزاد باشند؛ پیش از آن‌که بابت بی­توجهی شما به همه این علائم صدای گریه­شان به آسمان بلند شود.

2- پوشک کثیف!

بعضی ا ز بچه­ها به محض این‌که پوشک خود را کثیف می­کنند داد و فریاد راه می­اندازند. بعضی دیگر اما پر تحمل هستند و صدای‌شان هم درنمی­آید. اگر نوزاد شما جزو دسته دوم است بهتر است خودتان زود به زود پوشک او را نگاهی بیندازید تا مانع از سوختگی پاهایش شوید.

3- خواب آلودگی

آیا بچه­ها خوشبخت نیستند؟آن‌ها وقتی خسته هستند به راحتی می­توانند بخوابند؛ هر زمانی که بخواهند و هر جایی که باشند. خب! این شاید تصور شما باشد. در واقعیت ماجرا اما خوابیدن بچه‌ها به این راحتی­ها هم نیست که شما فکر می­کنید، آن‌ها همیشه هم بابت خواب‌آلود بودن چشم‌های‌شان را نمی­مالند بلکه نق می­زنند و گریه سر می­دهند. آن‌ها را بلند کنید. شعری دلنشین را به آرامی هر چه تمام­تر در گوش‌شان زمزمه کنید و آهسته آهسته تکان‌شان بدهید. اگر هم شعر بلد نیستید بهتر است با جملات دلنشین آن‌ها را خواب کنید. شما از کجا می­دانید، شاید آن‌ها کلمه به کلمه حرف­های شما را متوجه شوند!

4-نوزاد شما آغوش شما را می­خواهد!

نوزادان بیش از آن چیزی که فکر می­کنید به نوازش و آغوش شما احتیاج دارند. این نکته مهم را هرگز از یاد نبرید که نوزادان به شدت دوست دارند صورت پدر و مادرشان را از نزدیک ببینند صدای آن‌ها را از نزدیک بشنوند و البته به صدای تپش قلب‌شان گوش بدهند. نوزادان حتی دوست دارند بوی تن پدر و مادرشان مشام آن‌ها را پر کند؛ بویی که فقط مختص پدر و مادر آن‌هاست و نه هیچکس دیگری. گریه آن‌ها شاید دلیلش این باشد که آغوش پدر و مادرشان را می­خواهند. شاید پیش خودتان فکر کنید زیادی در آغوش گرفتن بچه­ها آن‌ها را لوس می­کند اما حداقل در چند ماه اول نوزادی اصلا چنین اتفاقی نخواهد افتاد و به واقع آغوش پدر و مادر برای بچه­ها یک نیاز ضروری است.

5- مشکلات شکمی

نفخ معده نوزادان از جمله مشکلاتی است که گریه­های پر سرو صدای بچه­ها را در پی دارد. یادتان باشد مشکل نفخ معده بچه­ها اگر حل نشود ممکن است در طول هفته 3 تا 4 بار بچه­ها را چنان آزار دهد که صدای گریه آن­ها به آسمان بلند شود. اگر کوچولوی شما به طور معمول بعد از غذا خوردن گریه سر می­دهد، شک نکنید که او با مشکل هوای معده که منجر به درد می­شود، مواجه است. بهتر است قبل از این‌که سرخود از شربت­هایی مانند گریپ‌میکچر استفاده کنید حتما پزشک فرزندتان را در جریان بگذارید و در صورت تایید او سراغ چنین داروهایی بروید. به طور کلی روش طبیعی برای رفع نفخ معده نوزاد و جلوگیری از گریه­های بی‌امان او این است که در چنین صورتی نوزاد را روی شکم بخوابانید و آرام آرام پشت او را مالش دهید. همچنین می­توانید پاهای او را در همین حالت به دست بگیرید و به آرامی هر چه تمام­تر مانند رکاب زدن دوچرخه حرکت دهید تا مشکل نفخ معده­اش حل شود.

6-کمک کنید آروغ بزند!

خالی کردن هوای معده یا به زبان ساده‌تر همان آروغ زدن یک الزام نیست اما اگر کوچولوی شما بعد از غذا خوردن گریه می­کند، شاید به کمک‌تان نیاز دارد تا هوای معده­اش را از طریق آروغ زدن خالی کند. بچه­ها معمولا وقتی از سینه مادر یا بطری شیر می­خورند مقداری هوا را هم همراه شیر قورت می­دهند و همین سبب می­شود بعدا به آروغ زدن احتیاج پیدا کنند و اگر این اتفاق نیفتد صدای گریه­شان در می­آید!

7-یا خیلی گرمشان است یا خیلی سرد

مواظب باشید! اگر همواره حین عوض کردن پوشک بچه لباس او را در می­آورید و آن وقت است که فریادش به آسمان بلند می­شود تصور نکنید صرفا از عمل تعویض پوشک و لباس شاکی است و بابت آن گریه می­کند بلکه ممکن است کوچولوی شما آنقدر سردش شده باشد که گریه­اش درآمده و این اشک­ها به واقع نشانه اعتراض باشد. یادتان باشد نوزادان معمولا دوست دارند لباس کافی به تن داشته باشند و گرم بمانند و البته نه زیادی گرم!

برای این‌که در سرما و گرمای بچه­ها دچار اشتباه نشوید، بهتر است یک نکته را به عنوان قانون همواره به یاد داشته باشید. یک نوزاد باید همیشه یک لایه لباس بیشتر از شما به تن کند. بنابراین دمای بدن او را با توجه به سرما و گرمای خودتان و میزان لباسی که می­پوشید، تنظیم کنید. بچه‌ها به طور معمول به خاطر گرما کمتر شکایت می­کنند اما بابت سرما حسابی شاکی می­شوند و گریه راه می­اندازند.

8-یک چیز کوچولو

گاهی اوقات هر چه تلاش می­کنید متوجه علت گریه نوزاد خود نمی­شوید. در این مواقع بهتر است در بدن او سراغ یک مشکل کوچک بگردید. ممکن است یک تار موی ظریف دور انگشت شست پایش پیچیده باشد و آ‍زارش بدهد. ممکن است یک تکه از نخ لباسش به بدن او چسبیده باشد. ممکن است مارک لباسش اذیتش کند؛ یک دلیل کوچک که شاید به راحتی با چشم شما قابل رویت نباشد. تلاش کنید علت را پیدا کنید چون در غیر این صورت ساعت­ها با چشمان معصوم و البته اشک­آلود او مواجه می­شوید!

9-تولد دندان­ها

یکی از دلایل شایع گریه کردن­های بیش از حد بچه­ها تولد دندان­های آن‌هاست. یادتان باشد که هر یک دندانی که قرار است از میان لثه­های حساس نوزاد شما بیرون بیاید کلی درد برای او به همراه دارد. بعضی از بچه­ها حین دندان درآوردن درد بیشتری را نسبت به بعضی دیگر تحمل می‌کنند. به طور کلی اگر گریه­های نوزاد شما امان‌تان را بریده و قطع هم نمی­شود و البته شما هم دلیلش را پیدا نمی­کنید با انگشتان خود به آرامی لثه او را لمس کنید. اگر به قسمت سختی رسیدید بدانید که مشکل از ظهور دندان­هاست. به طور معمول اولین دندان نوزاد در فاصله زمانی 4 تا 7 ماه متولد می­شود. البته همواره این احتمال وجود دارد که دندان­ها زودتر خودشان را نشان بدهند. بنابراین اصلا از این بابت تعجب نکنید.

10-وقتی کسی درکشان نمی­کند!

بهتر است بعضی مواقع بچه­ها را درک کنید. آن‌ها گاهی بابت سرو صدای زیاد دور و اطراف‌شان کلافه می­شوند.گاهی برای این‌که زیاد بغل‌شان می­کنند، کلافه می­شوند. گاهی برای این‌که زیاد بغل‌شان می­کنند، عصبانی می­شوند. بوسه­ها دیوانه­شان می­کند! بنابراین بعضی وقت­ها گریه­های از ته دل نوزاد یعنی این‌که «لطفا این همه محبت دیوانه‌کننده را بس کنید!» در چنین مواقعی بهتر است مادر یا پدر، نوزاد را به گوشه خلوتی ببرند و او را در آرامش برای دقایقی در آغوش بگیرند و به آرامی تکانش بدهند.

11- وقتی احساس آرامش نمی­کند!

اگر همه نیازهای اولیه نوزاد را بررسی کرده­اید و بابت همه چیز مطمئن شده­اید اما او همچنان گریه می­کند، ممکن است مشکلی داشته باشد که این چنین آرامشش را از دست داده. دمای بدنش را کنترل کنید چون شاید تب کرده و این تب می­تواند نشانه یک بیماری باشد. شاید یک سرماخوردگی ساده است که او را کلافه کرده است. شاید هم به توجه شما احتیاج دارد. یادتان باشد بچه­ها گاهی صرفا برای جلب توجه شما اشک می­ریزند. گاهی نیاز دارند شما آن‌ها را در آغوش بگیرید و به آن‌ها توجه کنید. پس لطفا به اندازه کافی به‌آن‌ها توجه کنید حتی بعضی وقت‌ها بیش از اندازه به آن‌ها توجه کنید.

12-گریه­ های غیرعادی

گاهی وقت­ها صدای گریه نوزاد شما حالتی غیرعادی به خود می­گیرد. گریه­ای که هرگز نظیرش را نشنیده­اید. در چنین شرایطی بعد از این‌که نیازهای اولیه نوزاد را به سرعت بررسی کردید و با مشکل مواجه شدید حتما سراغ پزشک او بروید. این نکته را فراموش نکنید که گریه­های غیرمعمول معمولا مقدمه بیمار شدن کودک شماست. پس قبل از این‌که بیماری جدی شود برای پیشگیری آن اقدام کنید.



موضوع : گریه کردن
تاريخ : شنبه 31 تير 1391 | نویسنده : علی و فاطمه
بازدید : 651 مرتبه

                                          تاب تاب عباسی,خدا منو نندازی

        میخوام پناهم باشی تا آخر این بازی

    

     خدای دلتنگیام ,خدای مهربونم

     توحرفامو میشنوی,بدکردمو میدونم

 

  میدونم ازتو دورم, صدای سوت وکورم

من گم شدم تو راهه,خوب و بد عبورم

 

منو ببخش که گاهی شک کردم و شکستم

 با اینکه نزدیکمی چشامو ساده بستم

 

منوببخش که گاهی کم میارم و می بازم

یادم میره تو هستی,من که پر از نیازم

 

تو دستامو میگیری هنوز دلم روشنه

هنوز نبض ترانه م,به خاطرت میزنه

 

هنوز هوامو داری,به داد من میرسی

قشنگ ترین آرامش,جزتو ندارم کسی

 

تاب تاب عباسی,خدا منو نندازی

میخوام پناهم باشی,تا آخر این بازی



موضوع :
تاريخ : دوشنبه 26 تير 1391 | نویسنده : علی و فاطمه
بازدید : 760 مرتبه

بالاخره نی نی ما هم دنیا اومد و الانم شده شکر خونمون و همین جور هی همه دارن تحویلش می گیرن ,

درسته 7 , 8 ماهی هست دنیا اومده اما ملت هنوز ندیدن :D

غصه نداره که الان با هم می بینیم 

راستی از اینکه دیر عکساش و می ذارم تو سایت شرمنده ام من که دانشجوی یه شهر دیگه ام فرصت نداشتم عمه جان هم که کنکور داشت دیگه نشد 

خو بریم ببینیم زیاد حرف نزنم ...

این روز اوله تولدشه ... 

روز اول

این روز دومه ... 

روز دوم

روز سوم ...

روز سوم

و در ادامه ...

مشغول خوردن ...

بازم خوردن

ش

ز

یی

بب

ئئ

ئب



موضوع : عکس نی نی
تاريخ : يکشنبه 29 آبان 1390 | نویسنده : علی و فاطمه
بازدید : 1191 مرتبه

نی نی مون بالاخره فردا دنیا میاد

وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای خدای من خیلی خوشحالم.

در حد لالیگا.نمیدونم چی بپم.اما میدونم خرسند خرسندم......

میدونین چیه؟؟؟؟؟؟؟

هنوز اسم نی نی مون معلوم نیست.النا رد شد.دیگه اسم نی نی مون النا نیست

شاید بذاریم ایلماه.اسم ترکی به معنی ماه قبیله....

الانم باز کافی نتم.خیلی تابلوس.اخه داداش ناصر به هوای یک دختره که اینجا بود منو تهنا گذاشت رفت.حالا تهنا شدم

فکر کن.......................

همه اقان.خیلی تابلوس.من مامانمو میخواااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

فعلاا برم که خیلی خیطه

ای شاالله عکسای نی نی مونو واستون میارم میذارم.

فعلا بابای دوستان گلم

 

 



موضوع : خاطرات قبل تولد
تاريخ : جمعه 29 مهر 1390 | نویسنده : علی و فاطمه
بازدید : 532 مرتبه

سلام بر همگي.چطور مطورين؟؟

شرمنده ني ني جوني كه خيلي وقته نيومدم پيشت.راستش هيچ خبري نبود خب من چه كنم؟؟

ولي امروز اومدم تا يكم بحرفيم و صدات بزنم با اسم خودت!!!

اره دوستان اسم ني ني مون بالاخره معلوم شد.حدس بزنين چي؟

خب از اون اسمايي كه تو نظر سنجي بود نيست.اما خيلي خوشمل تره.

النا جونم بالاخره اسم دار شد.تا اخر ابان ماه مياد اي شاالله...

اي شاالله كه خوش قدم باشه.الهي فداش بشم من.تقريبا سه شب بود كه شميم جوني زنگيد و گفت كه بالاخره تصويب شد.النا خانم از الان با اسم شده و صداش ميكنيم.خب من خيلي خوشحال شدم و حسابي خوشم اومد از اين اسم.

ولي فرداش باز شميم جون اس داد كه من برم معني چند تا اسمو نيگاه كنم.خب يكيش كارين بود يكيش آلن بود و يكي ديگه هم كه من پيشنهاد داده بودم سلنا بود به معني ماه...

اما همون النا به تصويب رسيد و به نظر من از همش خوشگل تره....

اي شاالله هر وقت اومد عكساشم ميذارم واستون تا ببينيد.شك ندارم ني ني مون عين مامان و باباش ناناز ميشه....

خب رفقاي گلم من برم تا بعد .خيلي سرم شلوغه؛داداش علي هم نيست تا بياد و پست جديد بذاره.رفته گناباد.اخه اونجا دانشجوس؛كارشناسي برق ميخونه...

منم كه ميدونين امسال كنكور دارم سرم شلوغه.واسم دعا كنيد تا بتونم رشته اي كه دوس دارم يعني روانشناسي باليني قبول شم.چقدر منتظر موندم تا به اين سن برسم و اين رشترو بخونم.

اي شاالله كه قبولم.... 

خب فعلا خدانگهدارتون



موضوع : خاطرات قبل تولد
تاريخ : جمعه 25 شهريور 1390 | نویسنده : علی و فاطمه
بازدید : 972 مرتبه

به به عجب نظرات قشنگي.هميشه از اين كارا بكنين لطفا...

جاي همگي خالي بود شب عروسي پسرخاله بهزاد كلي رقصيديم.وكليني خوش گذشت...

زن داداش اينا كه نتونستن بيان ولي من جاش رقصيدم.

شب عروسي من واسه خاطر موهام چون هم كوتاه بود و هم فرفري،كلاه گيس گذاشته بودم؛همه درعجب بودن كه چيكار كردي موهات صاف شده؟

منم به روي خودم نياوردم.خداييش موي صاف بهم بيشتر مياد تا فرفري

ولي اونم قشنگه! دوست دارم.من كه هميشه  دعا ميكنم موهاي ني ني جوني فر نشه.اما شميم جونيم ميگه نه من فرفری دوست دارم،بايد موهاش به تو بره كه عمه اش ميشي.

خب گناه داره طفلي....

به هرحال جاي همگي خالي بود و خيلي خوش گذشت.

فرداي عروسي ما رفتيم تهران؛يه عروسي ديگه.اونجام عالي بود خيلي خوش گذشت.عروس خيلي خوشگل شده بود.اينقده تغيير كرده بود كه حد نداشت...

عروس عموم آرايشگره،عروس هم ميشد زن داداشش.واقعا خوشگل شده بود.من كه باورم نشد اين اون بوده...!

 تغيير تا اين حد!!!!!!!!

عجيب است والا......!!!

سه روز تهران بوديم.يه شب رفتيم پارك ارم.ترن و وسيله هاي ديگش سوار شديم

من كه خداييش خوف كرده بودم.كلي جيغ زدم.گلوم درد گرفته بود بخدا.بعد از اون رفتيم پارك اب و اتيش كه نميدونم كجاس.اونجام خيلي قشنگ بود. واقعا به من خوش گذشت

تهران گردي تو شب.خيلي باحال بود.كل خيابوناي تهرانو گشتيم فك كنم.ساعت 4 صبح بود كه رسيديم خونه...!

عالي بود.

فرداش رفتيم شمال و ديگه داشتيم برميگشتيم مشهد.(بچه مشهد نيستيم هااا)

جاده چالوس ازهمه جاده هاي شمال قشنگ تره.من كه هميشه تو جاده ها خواب بودم.اين يكي رو بيخيال نشدم و تا تهش بيدار بودم و فقط نيگاه ميكردم.عالي و خوشگل بود.

جاي زن داداشي خالي بود

راستي رفقا بگم كه شميم جونيم دانشگاه قبول شد.كارشناسي مديريت بازرگاني.

خيلي عالي شد؛فقط من موندم درعجب كه چيجور با اين فسقل بچه ميخواد درس بخونه

اي شاالله که نی نی میذاره و شیطونی نمیکنه.

منم الان ديگه ازهمگي خداحافظي ميكنم تا سال اينده،ميدونين كه منم كنكور دارم.اي شاالله كنكور جون كه تموم شد ميام پيشتون

بايد امسالو خوب درس بخونم تا رشته اي كه ميخوام قبول شم.شمام واسم دعا كنين تا قبول شم و دوباره بيام پيشتون ...

پس تا سال اينده من از همتون خداحافظي ميكنم.البت داداش علي هر از گاهي مياد و بهتون سر ميزنه

تا اذر ماه كه ورووجكمون به دنیا بياد.قول ميدم اون موقع عكساشو واستون بذارم

اگه به خودم بره که خیلی ناز میشه.(اعتماد به نفسو حال کردی)

ديگه بدرود دوستان گلم.همتونو دوست ميدارم،دلمم براتون تنگ ميشه...



موضوع : خاطرات قبل تولد
تاريخ : سه شنبه 15 شهريور 1390 | نویسنده : علی و فاطمه
بازدید : 715 مرتبه

سلام سلام سلام

اول ازهمه به ني ني جونيم سلام بدم،بعدش به همه كسايي كه دارن ميخونن...

اين جمعه عروسيه پسرخالمه؛بهزاد.

همگي در تكاپو و بدوبدو هستن!!!

ديروز هم وسيله هاي عروس رو واسش برديم؛ولي با عرض پوزش نميدونم اسم مجلسش چيه.هركي ميدونه بگه...

بگردم سليقه رو؛وسيله هاش خيلي ناز بود.اي شالله بسلامتي

تازه همشونو من تزيين كردم،پس چي فكر كردين!!! منم كه باسليقه...

خلاصه بگم كه جمعه قراره بتركونيم؛ فقط مثل اينكه زن داداشيم نمياد.اخه هم فرداش امتحان داره و هم با اين جاده خفن شهرمون عمرا بتونه بياد.

يعني جاده اينقد پيچ پيچيه كه حد نداره؛ني ني مون فقط ميچرخه.سرگيجه ميگيره والا..

حالا معلوم نيس؛شايد بيان،شايدم نيان.

اي شاالله كه ميان،حالا اگه نيومدن قول ميدم بجاشون برقصم.ولي جاشون واقعا خالي.كاش بيان

دلمم برا داداشيم و زن داداشيم و ني ني جونم تنگ شده اخه...

كاش بيان.خدا خدا بيان ديگه.قلب



موضوع : خاطرات قبل تولد
تاريخ : چهارشنبه 9 شهريور 1390 | نویسنده : علی و فاطمه
بازدید : 854 مرتبه

      

و باز هم يك رمضان ديگر به اتمام رسيد.چقدر زود گذشت...

عيد قشنگيه و همه مون خوشحاليم.يك ماه قشنگ ديگه تموم شد؛هركسي كه روزه گرفته خب قبول باشه اي شاالله...هركسي هم كه مثل من نصف و نيمه گرفته بازم قبول باشه ..اي شالله سال بعد قسمت بشه تمامشو بگيريم.

فوت بابا بزرگ زن داداشيم باعث شده تا زن داداشي عروسي نتونه بياد.عروسي پسرخاله بهزاده ديگه...دقيقا هفته اينده..جمعه...18 شهريور

اي شاالله خوشبخت بشن هركي كه تازه ميره خونه خودش.

اي شاالله همه جوونا عاقبت بخير بشن..بگين اي شاالله..

عيدتان مبارك دوستان...



موضوع : خاطرات قبل تولد
تاريخ : سه شنبه 8 شهريور 1390 | نویسنده : علی و فاطمه
بازدید : 869 مرتبه

سلام عزيز دل عمه فاطمه

چطوري نفسم؟؟

امروز اومدم يك خبر بد بهت بدم،قول ميدم ديگه باخبراي بد بد نيام.

ميدوني چي شده؟؟

ديروز بابابزرگ مامانيت رفت پيش خدا

خيلي ناراحت شدم.خيلي زياد

گفتم بيام و به تو بگم تا شايد تو هم بخواي بري پيشش؛اخه تو ميتوي بري پيش خدا

برو و از خدا بپرس حتما بهت نشون ميدم بابا بزرگو

اخه منم نميشناسمش كه بگم چه شكلي بوده!!!

به خدا بگو كه خيلي دوسش دارم و عاشقانه منتظر حرفاشم.بگو عمه جونيت عاشق خداس و بس...

بگو منتظره تا حرف دلشو بشنوي و بگي باشه بنده من اينم به خاطر گل روي ني ني تون.

از خدا تشكر كن واسه نعمتايي كه بهمون داده واسه اينكه تورو بهمون داده تشكر كن.

بگو هممون دوسش داريم.



موضوع :
تاريخ : سه شنبه 1 شهريور 1390 | نویسنده : علی و فاطمه
بازدید : 798 مرتبه

سلام عمه جونی !!

الهی فدات بشم من پس کی میای؟؟ من که دق کردم بخدا

امروز دلم برات خیلی تنگ شده گفتم بیام و باهات یکم حرف بزنم.

راستی یه خبر خوب مامانیت مرحله اول دانشگاه قبول شده؛یعنی مجاز شده.

ولی یادم رفت رتبشو بپرسم.مامانیت رشتش انسانیه و با اینکه اصلا هیچی نخونده بود مجاز شده.

بابا ایول دم زن داداشیم گرم.

من دلم خیلی برات تنگ شده؛دوس دارم زودی بیای.هروقت این نی نی کوچولو ها رو بابا مامان باباهاشون میبینم دلم میخواد بگیرمشون محکم بغلشون کنم و ببوسمشون !!

اخ که چقدر انتظار سخت و دردناکه؛ولی خب دیگه می ارزه .

حالا انتظار بدنیا اومدنت بماند؛بعدش که بزرگ شی و صحبت کنی  و راه بری و بگی بابا و مامان.

بگی عمه فاطمه اوه کلی وقت لازمه !!

تا اون موقع هم من فکر کنم مردم.

ان شاالله زودی میای سالم و خوشحال.

دوستت دارم فسقلی من. 



موضوع : خاطرات قبل تولد
تاريخ : چهارشنبه 26 مرداد 1390 | نویسنده : علی و فاطمه
بازدید : 1026 مرتبه

سلام عمه جونی.چطوری جوجوی من؟؟

ان شاالله که همیشه خوب باشی.ببین کوچولو نبینم اون تو مامانیتو اذیت کنیااا

من رو مامانیت حساسم؛گفته باشم!!!

راستش گلم امروز اومدم کلی حرف بزنم؛یه پست جدید و متفاوت با پستهای خشک قبلی.

شاد وبزن وبکوب

 

جوجوی من دیشب با مامان بزرگ و بابا بزرگیت پارک بودیم؛میدونی داشتیم راجع به چی محرفیدیم؟

اینکه وقتی تو بزرگ شدی؛دقیقا وقتی تونستی حرف بزنی مامان و بابا بزرگ رو چی صدا کنی!!

کلی بحث کردیم و نظر دادیم.مامان که میگه مامانی ولی بابا هنوز به نتیجه نرسیده!!

فکر کن وقتی بزرگ شی و بتونی حرف بزنی؛وقتی بپری بالا پایین و همش ورجه وورجه کنی چی میشه

زودی بیا دیگه؛قول میدم وقتی سروصدا کردی باهات دعوا نکن و تو هم گریه نکنی،دقیقا این شکلی

هرچقدرم که گریه کنی من باهاتم.عمرا بذارم کسی باهات دعوا کنه.باهم بازی میکنیم.یه بازی هست که کوچولوها خیلی دوس دارن منم وقتی کوچولو بودم خیلی دوس داشتم.

اینو میگم...

بالاخره تو هم میای و میشی نوه اول خانواده.

روز به روز قد میکشی و بزرگتر میشی,اگه به باباییت بری که همگی بدبخت شدیم؛زلزله 8 ریشتری میشی بخدا...گریه هاتم میشه عین بابات.

وااااااااااااااااااااااااااااای   چه صدایی

ولی من رو قولم هستم نمیذارم کسی روت داد بزنه بگه بسه دیگه........

و عصبانی بشه

 

قراره وقتی اومدی به دنیای نسبتا خوشگل ما من واست یه چیزی بخرم.فک میکنم دوس داشته باشی

چطوره؟؟ دوس داری نه؟؟

ای بچه پررو فک نکن از ماشینای باباییت واست میخرم.از این ماشین خوشگل کوچولوها که نی نی ها دوس دارن.

من خودمم دوس دارم چه برسه به نی نی ها.

نمیدونم وقتی دنیا میای بابایت چه حالی داره,روز به دنیا اومدنت چهره بابات دیدن داره!!!

به نظر من بابات بابای خوبی میشه؛چون همسر خوبی بوده وهست

وقتی بیای و از اول همه بری تو بغل بابات.الهی بگردم نمیدونم باید چی بگم؛خیلی ذوق کردم بخدا

تصمیم دارم وقتی واسه اولین بار میبینمت بهت یه چیزی بگم

(خوش اومدی به دنیای جدید عزیز دلم)

حیف که زمانی به دنیا میای که من دارم واسه کنکور آماده میشم.عزیزم واسم دعا کن.

تو الان به خدا نزدیک تر از ماهایی.بگو که خدا کمکم کنه واسه سال بعد

اگه کنکور نداشتم بخدا یه جشن تولد توپ واست به پا میکردم که همه تو کف بمونن.

      

 

چطوره؟؟

عاشق تولدهای شلوغم؛همش کوچولوها جیغ جیغ کنن و شعر تولد مبارک رو بخونن.

و در انتها بگم که دوستت دارم کوچولوی من.اندازه ی........

اندازه نداره تا بی نهایت دوستت دارم. 



موضوع : خاطرات قبل تولد
تاريخ : دوشنبه 24 مرداد 1390 | نویسنده : علی و فاطمه
بازدید : 777 مرتبه

سلام بر همگی

راستش دوستان گلم،امروز بعد کلی مدت اومدم تا یه پست تازه داشته باشم و بترکونم.

وقتی اومدم دیدم کلی نظر تایید نشده دارم؛راستش من دنبال معنی اسم سلنا میگشتم و یک مامان محترم به اسم مامان شیطون واسم نظر گذاشتن که اسم دخترشون سلنا ست!!

ولی ادرس وبشونو نذاشتن؛یا گذاشتن و نی نی بلاگ هنگیده

لطفا از دوستان خواهشمندم اگه کسی ادرس وب این مامانی شیطونو میدونه بهم بگه یا اگه خودتون اومدین به وبم لطفا دوباره بگید چون واقعا واسم مهمه.

راستی معلومه خیلی شیطونین که یادتون رفته ادرس وبو بذارین!!! 



موضوع : خاطرات قبل تولد
تاريخ : پنجشنبه 13 مرداد 1390 | نویسنده : علی و فاطمه
بازدید : 656 مرتبه

درود بر شما وبلاگ نویسان.

جدیدا چون از  نی نی خوشملمون  خبر خاصی نیست ما هم دیر به دیر میایم پیشتون!!

راستش از روزی که اسم سلنا رو به زن داداشیم پیشنهاد دادم,خیلی خوشحالم!!

اینقدر ذوق زده شدم که حد نداره!!

نمیدونم رچا تا الان که این همه اسم قشنگ شنیده بودیم و جزو گزینه هامو بود اینقدر جوگیر نشده بودم.

حالا چند تا اسم میگم شمام نظرتونو بگین لطفا.

نظرتونو بگین لطفا؛کدوم گزینه رو انتخاب میکنین؟

1_هستی

2_سوگند

3_تبسم

4_شمیسا

5_الما

6_سلنا

این جزو اسامی هستش که تا الان مورد پسند بوده.

خوشحال میشم نظر شما رو هم بدونم. 



موضوع : خاطرات قبل تولد
صفحه قبل 1 2 3 4 صفحه بعد
درباره وبلاگ

این وبلاگ و تقدیم می کنم به اولین عضو کوچولوی خانواده که همه بی صبرانه منتظرشند ... برای سلامتی همه کوچولوها با هم چشمامون رو می بندیم و آروم میگیم خدا نگهشون دار ...

موضوعات
آخرین مطالب
لینک دوستان
آرشیو مطالب
پيوند هاي روزانه
صفحات جداگانه
آمار سايت
افراد آنلاین : 1 نفر
بازديدهاي امروز : 4 نفر
بازديدهاي ديروز : 16 نفر
بازدید هفته قبل : 4 نفر
كل بازديدها : 135189 نفر
امکانات جانبی